مراد على شمس

105

با علامه در الميزان ( فارسى )

رَبِّهِ ، چون از جنس جنّ بود نسبت به امر پروردگار فسق ورزيد » ، و « فسق » به‌معناى بيرون شدن خرما از پوسته است ؛ ابليس هم با اين تمرّدش در حقيقت از پوست خود بيرون گشت و زندگانيى را اختيار كرد كه جز خروج از كرامت الهى و اطاعت بندگى چيز ديگرى نبود . چيزىكه هست مادامى كه آدم خلق نشده بود و خداوند ملائكه و ابليس را امر به سجود بر وى نكرده بود ابليس و ملائكه هردو در يك رتبه بوده بدون امتياز از هم هردو در مقام قرب بودند ، و پس از آنكه آدم آفريده شد اين دو فريق از هم جدا شده يكى راه سعادت و ديگرى راه شقاوت را پيش گرفت . « 1 » س 86 - ابليس براى وسوسهء آدميان از خداوند تا چه زمانى درخواست مهلت كرد ؟ و خداوند چه پاسخى به او داد ؟ ج - ابليس از خداى تعالى مهلت مىخواهد ، و خداوند هم به وى مهلت مىدهد . از برخى آيات « 2 » برمىآيد كه ابليس به‌طور مطلق از خداوند مهلت خواسته ، و ليكن خداوند او را تا زمانى معين مهلت داده است . و از برخى آيات « 3 » چنين برمىآيد كه غير از ابليس مهلت داده‌شدگان ديگرى نيز هستند . و از اينكه ابليس از خدا خواست تا روز قيامت مهلتش دهد استفاده مىشود كه وى در اين صدد بوده كه جنس بشر را هم در دنيا و هم در عالم برزخ گمراه كند ، و ليكن خداوند دعايش را به اجابت نرسانيد ، و شايد خداوند خواسته باشد كه او را تنها در زندگى دنيا بر بندگانش مسلط كند ، و ديگر در عالم برزخ قدرت بر اغواى آنان نداشته باشد . « 4 »

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 26 - 27 . [ با تصرف ] ( 2 ) . ر . ك : سورهء حجر ، آيهء 38 ؛ سورهء صاد ، آيهء 81 . ( 3 ) . ر . ك : سورهء اعراف ، آيهء 14 - 15 . ( 4 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 34 - 35 . [ با تلخيص ]